تـــردیــــــــــ ممنوع ـــــــــد ! ! !
مقام معظم رهبری: من تا زنده هستم نخواهم گذاشت انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد شود
خانه
لینک دوستان

امروز پدری ترکش خورد!

یتیمی افطاری خون دل!

مادری روزه اش را موشک شکست...!

. . .

گاهی خواب روزه دار عبادت نیست، خیانت است!!!

 

هیس . . . ! ! !

مسلمین خوابیده اند ! ! !

http://geography.kermanedu.ir/gaza_files/20080125152557_gaza-strip.jpg

 http://img7.irna.ir/1393/13930424/81238644/81238644-5826557.jpg

 http://www.aryanews.com/Uploads/NewsPics/20140712115912426.jpg

 http://www.sepas.ir/news/newsicon/n33/n_32778.jpg

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 13:42 ] [ تردید ]

دانلود چشم امید 1 و 2 - علی فانی


siTWKa_535

چشم امید 1   (به طاها به یاسین)

دانلود با لینک مستقیم - حجم 7 مگابایت


چشم امید 2  (ندیدم شهی در دلارایی تو)

دانلود با لینک مستقیم - حجم 4 مگابایت


[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 13:11 ] [ تردید ]
اندر احوالات ظریفی که ضخیم می گوید!

چندی پیش در یکی از سایت ها خواندم که وزیر امور خارجه (تنها وزارت خانه ای که هنوز نامش سنتی و همچون عهد قجرها باقی مانده همچون عدلیه ، بلدیه، امور داخله و..) در یک اظهار نظر غیر کارشناسی و جداً تامل برانگیز ، خطاب به دختر نانسی پلوسی (رییس سابق مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا) آن هم در در توئیتر پس از تبریک سال نو یهودیان (که البته ما هم با این بخشش مشکلی نداریم) فرموده اند : " آن مردی که  (بخوانید احمدی نژاد) هولو کاست را انکار می کرد رفته است. "

راستش نمی دانم ، احساس می کنم پس از ماجرای افاضات سردار سازندگی در باره جریان شیمیایی و خرابی های سوریه در آبادی های شمال کشورمان ، شاید این یک سیاست و حتی سندروم (البته خطرناک) است که اعضای دولت را آلوده ساخته و حتما باید فکری برای آن نمود.



آخر برادر بزرگوار شما که از صهیونیزم و تاریخچه آن و حساسیت های موجود در این عرصه سر در نمی آوری مگر مجبورت کرده اند که سخن بگویی ؟

راستش نمیدانم گویا اگر عده ای ننویسند و نگویند ، تنگی نفس می گیرند...


آخر وزیر محترم امور خارجه (البته با عرض پوزش بابت فضولی که در امور داخله تان کردم ) برخی مسایل، لجبازی با دولت قبلی (که البته خود بنده جزء منتقدین آن بودم) نیست؛ بلکه حیثیت و آبروی یک کشور است.

قرار نیست حالا که فاز مدرنیته گرفته ایم و می خواهیم بگوییم ما متفاوتیم، هرچه بر زبان آمد را نقل کنیم .

من جای شما باشم به همین ریش پرفوسوری با آن یقه آخوندی که البته خیلی هم به شما می آید و خوش و بشی که در فیس بوک و تویتر دارم بسنده می کنم!

برگرفته از وبلاگ دکتر رائفی پور

[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 15:48 ] [ تردید ]
ساپورت پوشان و آغاز ریشه دواندن عریان‌گری

ساپورت پوشان تابستان امسال جلوه دیگری از بدحجابی را در سطح جامعه رواج می‌دهند نوع پوششی که دیگر شاید نتوان از آن به عنوان بدحجابی یاد کرد بلکه خبر از آغاز ریشه گرفتن عریان‌گری در سطح جامعه دارد.

تابستان امسال بدحجابی‌ با مدل‌های عجیب‌تری در حال رواج است؛ شاید تا قبل از این هنگامی که تابستان در خیابان قدم می‌زدیم بدحجابی و پدپوششی خلاصه می‌شد به مانتوهایی با قد و آستین کوتاه اما این روزها برخی مانتوها قدشان بلندتر شده و دیگر مانند سابق تنگ و چسبان نیستند شاید همین موضوع باعث مدعی بودن تولیدکنندگان و فروشندگان شده است به گونه ای که اغلب آنها با چهره‌ای حق به جانب می گویند مانتوهایی که به فروش می‌رسانیم مروج بدحجابی نیست.

تابستان امسال اگرچه برخی مانتوها قد کشیده‌اند اما این بار تولیدکنندگان لباس برای رونق بازار بدحجابی راه جدیدی را کشف کرده‌اند دیگر از مانتوهای کوتاه و تنگ خبری نیست شاید آنها درست می‌گویند مانتوها قدکشیده و گشاد شده‌اند اما این بار بدحجابی جای خود را به عریان گری داده است.

مانتوها بلند هستند اما اثری از دگمه در آنها یافت نمی‌شود و صرفا با یک بند بسته می شوند که اغلب دختران و زنان استفاده کننده از آن این بند را هم نمی‌بندند و به قولی مشغول عریان‌گری هستند. ساپورت نیز تابستان امسال جانشین شلوار شده است ساپورت‌هایی تنگ و چسبان و گاه نازک که تمام پای زنان استفاده کننده را به نمایش می‌گذارد؛ این نوع از پوشش که روزگاری در محافل جشن و عروسی مورد استفاده بود این روزها به پوششی برای فعالیت اجتماعی بخش قابل توجهی از زنان و دختران بدل شده است و این افراد آزادانه به عریان‌گری در خیابان‌ها مشغولند.

برای خرید مانتو هنگامی که به یکی از مراکز خرید مراجعه می‌کنیم در لابه لای مانتوها به دنبال مانتویی هستیم که بتوان آن را برای محیط کار استفاده کرد اما انگار هر مدلی را که می‌پسندیم مشکلی دارد، یکی آستین ندارد، آن یکی که آستین دارد دگمه ندارد و با بند بسته می‌شود مانتویی هم که آستین و دگمه دارد به قدری بی‌کیفیت است که ترجیح می‌دهیم آن را نخریم.

اقدام فرهنگی در حوزه حجاب شعاری است که سال‌هاست آن را سرمی‌دهند اما مشخص نیست که این اقدام فرهنگی چگونه و توسط چه نهادهایی باید انجام شود!!!


[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 15:51 ] [ تردید ]

سال 88

عفت مرعشی نجفی:

اگر موسوی رأی نیاورد، پس تقلب شده و به خیابانها بریزید!

*********

سال 92

هاشمی رفسنجانی:

ایران دموکراتیک ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد!

************

پیام آقای هاشمی بعد از انتخابات اخیر مبنی بر سلامت کامل انتخابات برای کسانی که چهار سال پش با پیام همسر مکرمه ایشان و همفکرانشان قاعده بازی مردم سالاری را به هم زدند و به جای تبریک به رقیب به آتش افروزی پرداختند شگفت انگیز است!

نه فقط حضرت ایشان بلکه عموم کسانی که پرچم مدارا و تسامح و تساهل و دموکراسی و تحمل مخالف و روشنفکری را مانند چماق بر سر منتقدین خود می کوبند تعریف دوگانه ای از دموکراسی دارند. در منظر این دوستان اگر نامزد پیروز فرد مورد نظر آنها باشد ایران بهترین شکل دموکراسی را دارد و اگر نامزد پیروز رقیب یا مخالف آنها باشد تقلب و مهندسی آرا نام می گیرد!

اگر سطل آشغال و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است! ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت!

آقای هاشمی! می‌دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی‌زند؟!!!

************

سلام دلاور!

دروغ تقلب را نه مردم باور کردند و نه خود مدعیان تقلب!

امروز حتی آنها که آن دروغ بزرگ را در بوق کرده بودند و فتنه را سامان دادند، دم خروسشان بیرون زده و می گویند:

" ایران دموکراتیک ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد! "

شاید از سعه صدر بی مانند نظام و رهبری عزیزمان است که بر اینها صبر می کند و خون دل می خورد و چشم می بندد.

اما حقیقتی است که این مظلومیت، پنهان نیست.

سعه صدر جمهوری اسلامی زیاد هست؛ آنقدر زیاد که در هیچ جای کره خاکی مثالش یافت نمی شود؛ آنقدر زیاد که دروغگویان و فتنه گران 88 که سنگین ترین خسارت ها را به کشور زدند، امروز علی رغم بی آبرویی سیاسی، ادعای «ریش سفید»ی و «بزرگ»ی یک جریان  را دارند و برای کاندیداهایش تعیین تکلیف می کنند!


قدر بدانیم ... قدر بدانند ...


[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 12:4 ] [ تردید ]

چرا برخي نامزدها از سران و عوامل فتنه به عنوان شخصيت‌هاي دلسوز! و طرفدار اسلام و انقلاب ياد مي‌کنند؟!

گفت: مگر تمامي اسناد و شواهد موجود حکايت از آن ندارد که سران و عوامل فتنه 88 دست به وطن‌فروشي و خيانت زده‌اند؟!
گفتم: بر منکرش لعنت. چه کسي مي‌تواند کمترين انصافي داشته باشد و خيانت و وطن‌فروشي آنها را انکار کند!

گفت: پس چرا برخي نامزدها از سران و عوامل فتنه به عنوان شخصيت‌هاي دلسوز! و طرفدار اسلام و انقلاب ياد مي‌کنند؟!

گفتم: چه عرض کنم؟! يارو مي‌گفت؛ وقتي از يک خواب طولاني بيدار شدم، از خودم پرسيدم، حالا بايد چه بکنم؟ سقف گفت؛ اهداف بلند داشته باش، پنجره گفت؛ دنيا را بنگر، تقويم گفت؛ به روز باش ولي حرف رختخواب برايم منطقي‌تر بود که گفت؛ ولش کن بابا! دوباره بگير بخواب!

[ شنبه هجدهم خرداد 1392 ] [ 12:55 ] [ تردید ]

پاسخ کیهان به اظهارات هسته ای روحانی

بايد از آقاي روحاني پرسيد؛ در حالي که تمامي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به حالت تعليق درآمده بود، چه بهانه‌اي براي ارسال پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل وجود داشت؟!


کیهان به اظهارات حسن روحانی در برنامه گفت و گوی ویژه خبری، واکنش نشان داد. کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت:

اظهارات حسن روحاني در برنامه تبليغاتي تلويزيوني تعجب ناظران مطلع را برانگيخت.وي در برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري که با تک‌گويي، بداخلاقي و تحريف ‌واقعيات همراه بود، از دوره امتياز دادن‌هاي يک سويه به غرب بر سر چالش هسته‌اي تصويري طلايي به نمايش گذاشت و به مجري برنامه نيز با تندخويي حمله کرد.

اين در حالي است که . . .



ادامـــه مـــطـــلـــب
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 15:1 ] [ تردید ]
[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 16:48 ] [ تردید ]
گفت و شنود . . .

گفت: یک سایت وابسته به اپوزیسیون نوشته است مردم شعار هاشمی برای مقابله با گرانی‌ها و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور را باور نمی‌کنند.

گفتم: حرف حساب زده ولی نگفته چرا؟!

گفت: نوشته است؛ هاشمی در میان مردم به حمایت از سرمایه‌داران و مانور تجمل معروف است و در دوران ریاست جمهوری خود کمترین توجهی به مردم محروم و فقیر نداشته است.

گفتم: شاید تصور می‌کند که مردم آن دوران را فراموش کرده‌اند.

گفت: خب! مردم می‌گویند این چه نامزد طرفدار محرومان است که آمریکا و اروپا و شیوخ عیاش عرب و کلان سرمایه‌داران از او حمایت می‌کنند؟! مگر قرار است آمریکایی‌ها به جای او برنامه‌ریزی کنند؟!

گفتم: چه عرض کنم؟! یارو جلوی یک تاکسی را گرفت و گفت؛ 2 نفر تجریش! راننده گفت؛ ولی تو که یک نفر هستی و یارو گفت؛ مگه خودت نمیای؟


[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 12:39 ] [ تردید ]
توضیح تامل‌برانگیز انتظامی درباره همراهی‌ با مشایی و احمدی‌نژاد


عزت الله انتظامی بازیگر سینما و تاتر ایران كه هفته گذشته در زمان ثبت نام اسفندیار رحیم مشایی به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری به وزارت كشور رفته بود با انتشار یادداشتی درباره نحوه حضور خود در وزارت كشور توضیحاتی ارائه كرد

متن توضیحات عزت الله انتظامی بدین شرح است:

پروردگارا کمک کن بتوانم حرف دلم را بزنم...

برای مردم سرزمینم...

من عزت الله انتظامی هستم

شنبه 21 اردیبهشت ماه 1392 ساعت 3 بعدازظهر بود که از دفتر ریاست جمهوری به من اطلاع دادند " آماده باشید ماشین می آید دنبالتان"..........



ادامـــه مـــطـــلـــب
[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:20 ] [ تردید ]
تودهني سنگین حجت‌الاسلام قرائتي به حلقه انحرافي

حجت الاسلام قرائتی اخيرا ضمن حضور در برنامه تلويزيوني سمت خدا گفته است: مي‌گويند ما خودمان مستقيما با امام زمان رابطه داريم، يک آدم منحرفي است مي‌گويد من حکمم از امام زمان است. ادعاهايي مي‌کنند يک کساني را نايب امام زمان(عج)، مديريت امام زمان(عج)، نمي‌دانم نظارت امام زمان (عج) همچين خودشان را به امام زمان (عج) مي‌چسبانند... ميگيم آقا! شما تو حوض خانه خود شنا نکرده‌اي حالا ادعا مي‌کنيد در اقيانوس اطلس شيرجه مي‌روي؟!

قرائتي افزود: شما نسبت به مراجع موجود موضعت چه بود؟ چقدر تقليد کردي؟! اصلا مرجع شما چه کسي است؟! با نايب امام زمان چه کرديد که حالا با خودش... شما مگر گريه نمي‌کرديد که يا حجه‌ابن‌الحسن بيا طاغوت‌ها را زير و رو کن؟ بالاخره امام خميني(ره) آمد يک طاغوت را برداشت تو چقدر کمک امام(ره) کردي؟! که حالا مي‌گويي يا حجه‌ابن‌الحسن بيا همه طاغوت‌ها را از دم بردار امام خميني(ره) يک طاغوت را برداشت يا نه؟ شما در حذف يک طاغوت نقشت چه بود؟! چقدر سختي کشيدي؟... تو براي يک کار کوچک اقدام نکردي! اين ادعاهاي بيخودي‌ست؛ انحرافات است.

وي افزود: «يک دکتري هست رئيس دفتر يک کسي يه زماني بود الان نمي‌دانم! خيلي راجع به آن آقا حرف‌هاي رنگارنگ مي‌زدند من بعد زنگ زدم در مورد رئيس دفترش پرسيدم شما ايشان را که اينقدر مريدش هستي دو تا از کمالاتش را بگو چون من شناختي روي ايشان ندارم چون خيلي بعضي‌ها مي‌گويند خوب است و بعضي‌ها مي‌گويند بد است شما بگو، گفت ايشان زيارت عاشورايش ترک نمي‌شود، گفتم ديگه، گفت نماز شبش هم ترک نمي‌شود، گفتم خب عمه من هم اين کارها را مي‌کرد!!

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 12:16 ] [ تردید ]
گفت و شنود


گفت: مگر رئیس جمهور نباید بیشتر از همه قانون را رعایت کند؟ پس چرا همراه مشایی برای ثبت نام به وزارت کشور رفته و آشکارا برای کاندیداتوری او تبلیغ کرده است؟!

گفتم: ولی احمدی‌نژاد در پاسخ به همین سؤال گفته است «امروز مرخصی گرفته‌ام»!

گفت: یعنی دیروز، رئیس جمهور نبوده است؟!

گفتم: خواسته است بگوید قانون بی‌قانون! اصلا ایشان چند ماه است که برای تبلیغ مشایی در استان‌ها مرخصی گرفته و امور مردم را رها کرده است.

گفت: امان از چرب و شیرین دنیا که زیر دندان بعضی‌ها چه مزه‌ای کرده است!

گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی از راه رسید و به همسرش گفت غذا را بیاور که خیلی گرسنه‌ام، همسرش دیگ غذا را سر‌سفره آورد و طرف می‌خورد وغر می‌زد. همسرش پرسید؛ غذا شور و بی‌مزه است؟! گفت؛ نه! پرسید؛ پس چرا غر می‌زنی؟ گفت؛ نفرات زیاد است! همسرش گفت؛ فقط من هستم و تو هستی و دیگ غذا و طرف گفت؛ بهتر آن بود که من باشم و دیگ!


[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 12:4 ] [ تردید ]
همه چهره‌هایی که برای رقابت یازدهم آمدند...

چهره های آشنا به ترتیب :


خبرگزاری فارس: همه چهره‌هایی که برای رقابت یازدهم آمدند


1.صادق واعظ زاده

2.کامران باقری لنکرانی

3.محمد سعیدی‌کیا

4.حسن روحانی

5.مصطفی کواکبیان

6.حسین نصیرزاده

7.حسن سبحانی

8.محمد غرضی

9.باقر خرازی

10.علی فلاحیان

11.روح‌الله احمدزاده کرمانی

12.محمدرضا عارف

13.حداد عادل

14.اکبر اعلمی

15.علیرضا زاکانی

16.علی احمدی

17.محسن رضایی

18.داوود احمدی‌نژاد

19.جواد اطاعت

20.محمدباقر قالیباف

21.پرویز کاظمی

22.محمدحسن ابوترابی‌فرد

23.علی‌اکبر جوانفکر

24.ابراهیم اصغرزاده

25.ابوالحسن نواب

26.طهماسب مظاهری

27.مسعود پزشکیان

28.علی‌اکبر ولایتی

29.منوچهر متکی

30.رامین مهمانپرست

31.محمد شریعتمداری

32.سعید جلیلی

33.صادق خلیلیان

34.قدیری ابیانه

35.محمدرضا رحیمی

36.هاشمی رفسنجانی

37.اسفندیار رحیم مشایی


[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 19:26 ] [ تردید ]
ندای رهبری . . .

" اصلح " کیست ؟

مردم سعى كنند صالح‏ترين را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد رياست جمهورى ميشوند و در شوراى نگهبان صلاحيت آنها زير ذره بين قرار ميگيرد و شوراى نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند، اينها همه‏ شان صالحند. اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح، بگرديد و صالح‏ترين را پيدا كنيد. اين جا جائى نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفاء كنيم؛ دنبال حداكثر باشيد؛ بهترين را انتخاب كنيد.
بهترين كيست؟ من نسبت به شخص، هيچ‏گونه نظرى ابراز نميكنم؛ اما شاخص هایى وجود دارد. "بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافي گرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافي گرى و تجمل‏ پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافي گرى باشد، مردم را به سمت اشرافي گرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد."



[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:40 ] [ تردید ]
[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 4:11 ] [ تردید ]
طنز/ صف پسته و ديالوگ‌هاي احتمالي شب عيد

صف درمانگاه را که از همان ابتدای تولد تجربه کرده بودیم. ایستادن در صف مدرسه هم که کار دوازده سال از زندگی‌مان بود؛ صف نان را هم که اصلا خودمان اصرار داشتیم بایستیم تا نان داغ کنجدی را بزنیم توي رگ نه نان بسته‌ای بیات شده. خلاصه برای مایی که با صف بزرگ شده‌ایم ایستادن در انواع آن چیز جدیدی نیست اما انصافا تا به حال برای پسته در صف نایستاده بودیم که آنهم به لطف برادران محتکر انجام شد. همان برادرانی که چندتایی‌شان لطف کرده و 5000 تن ناقابل پسته را انبار کرده بودند. وقتی هم که لو رفتند محکوم شدند به این که همه آن 5000 تن را به قیمت مصوب بفروشند!

ای مسئولان بی‌رحم، بازرسان بی‌انصاف، رسیدگی‌کنندگان خونخوار، آخر اینهمه جنایت‌کاری را در کدام صف ایستاده و با قیمت مصوب تهیه‌کرده‌اید که توانستید اینطور اینها را مجازات کنید؟ یعنی کسی که کلی زحمت کشیده و 5000 تن پسته را احتکار کرده، کسی که توانسته صف پسته را هم به آلبوم یادگاری صف‌های عمر ما اضافه کند، حالا چنین کسی تازه باید بشود مثل فروشنده‌های عادی و پسته‌هایش را به قیمت مصوب بفروشد؟ یعنی او اگر لو نمی‌رفت که هیچ، نانش در روغن بود، اما حالا هم که لو رفته تازه فقط بشود مثل فروشنده‌های عادی؟ هعی... ای دنیای بی‌مروت...!

بگذریم.


طبق قیمت مصوب سی هزار تومانی هم که حساب کنی هر دانه پسته تقریبا می‌افتد حول و حوش بیست سی تومان(باور نداری برو بشمار!)، بنابراین احتمال دارد شاهد چنین گفتگوهایی در ایام عید باشیم:

مرد میزبان: خیلی خوش اومدید... قدم روی چشم ما گذاشتید.

مرد میهمان: خواهش میکنم... وظیفه بود.

مرد میزبان: اختیار دارید، ما باید خدمت می‌رسیدیم... سهمیه آجیل‌تون رو که دم در تقدیمتون کردن؟ گرفتید دیگه؟

بله، دستتون درد نکنه. پنج تا بادوم بود، هفت تا فندق، چهار تا بادوم زمینی، یه شکلات و البته سه تا پسته بود که این آخری دیگه ما رو شرمنده کرد!

مرد میزبان: اختیار دارید بابا... ما هر چی داریم برای میهمونامونه، فقط حواستون باشه رفتنی داغی پسته‌ها رو تحویل بدید!

مرد میهمان: جان... یعنی چی؟

مرد میزبان: داغی پسته‌ها دیگه... رفتنی باید هر کدومتون شش تا پوست پسته تحویل بدید. البته اگر تعاونی سر کوچه کارت ملی‌مون رو گرو نگرفته بود جسارت نمی‌کردم!

مرد میهمان: البته هرچی شما بفرمایید اما آخه واسه چی؟

مرد میزبان: گفتن باید پوست پسته‌ها رو تحویل بدیم تا مطمئن بشن اونا رو احتکار نکردیم!

مرد میهمان: عجب!

مرد میزبان: بله... حالا بگذریم. از اون تخم طالبی‌های خشک شده میل بفرمایید. اونا کار عیاله، آمار نداره... میل بفرمایید.


(چند دقیقه بعد)

بچه میهمان: بابا... بابا... پسته‌هام ریخت تو جوب... بابا...

مرد میهمان: وای... حواست کجا بود پس؟!

مرد میزبان: وای بدبخت شدم... داغی پسته‌ها!

بچه میهمان: من پسته میخوام بابا... پسته می‌خوام...

مرد میهمان: واقعا شرمنده‌تم داداش جون، یعنی حالا چی‌میشه؟!

مرد میزبان(در حالی که دارد لهجه و نوع حرف زدنش تغییر می‌کند): ای بابا... ما که از آب از سرمون گذشت... چه شیش تا پوست پسته چه سه هزار میلیارد! ما دیگه الان یه پا مفسد اقتصادی هستیم!

بچه میهمان: من پسته میخوام بابا... پسته می‌خوام...

مرد میهمان: خاک بر سرم... حالا چی کار کنیم؟

مرد میزبان: ولش کن بابا... اون رو من یه کاریش میکنم... فعلا یه جور این بچه‌ات رو ساکت کن کله‌مون رو خورد.

بچه میهمان: من پسته میخوام بابا...

مرد میزبان: دِ خفه‌ش کن دیگه... الان انقدر پسته پسته میکنه همساده‌ها فکر میکونن خبریه!

مرد میهمان: آخه چطوری... من که چیزی به فکرم نمی‌رسه.


مرد میزبان: خب... خب صبر کن ببینم... هی بچه، بیا اینجا بینم!

بچه میزبان: جونم باااا...

مرد میزبان: زکی... پدرسوخته تو چرا حرف زدنت عوض شد؟!

بچه میزبان: آقا رو... نا سلامتی ما هم الان برا خودمون یه پا آقازاده هستیم دیگه! فک کردی قصه پوست پسته‌ها رو نشنیدم؟!

مرد میزبان: تو شیکر خوردی با هفت جد و آبادت! اصلا ولش کن... بگو بینم پسته‌هات رو داری یا تو هم ریختی تو جوق آب؟!

بچه میزبان: نه قربونت... دو تاشون رو خوردم، یکیش مونده!

مرد میزبان: خب پس جفتتون گوش بدید. برید یه گوشه مثل بچه آدم همون یه دونه پسته رو با هم کوفت کنید و صداتون هم در نياد!

بچه میهمان: با هم... آخه چطوری؟ فقط یکیه که!

مرد میزبان: خب چنقذه خنگی... یکیتون پسته رو لیس بزنه، شوریش که تموم شد، بده اون یکی بخوره دیگه!

بچه میزبان: بابا خجالت بکشید! این گدا بازی‌ها چیه؟... هوی بچه! این یه دو نه پسته هم واسه خودت؛ خودت هم بلیسش، هم شوریش که تموم شد بخورش!

مرد میزبان: اِ...اِ...اِ... کجا میری چش سفید.

بچه میزبان: پسته‌ها مال شما... من يه آقازاده‌ام، دارم میرم ساندویچ بخورم؛ الآنه که آبجی همشون رو تنهایی بخوره!


[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 1:4 ] [ تردید ]



[ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ 11:52 ] [ تردید ]


با وجود تحریم ها و فشارها بر ملت ایران، نظرتان در مورد رابطه با امریکا چیست؟

رابطه با امریکا . . . آری یا خیر ؟



پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا



[ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 ] [ 23:34 ] [ تردید ]


احمدی نژاد در حكمي مشايي را به سمت مشاور خود و رييس دبيرخانه جنبش عدم تعهد منصوب كرد!

متن کامل نامه در ادامه مطلب . . .


ادامـــه مـــطـــلـــب
[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 19:57 ] [ تردید ]
ابزارهای جاسوسی متفاوت +‌ عكس

پیشرفت تکنولوژی باعث شد که امروز هر کدام از ما یک دوربین عکاسی به عنوان یکی از ویژگی‌های تلفن همراه خود داشته باشیم، ‌اما همین تکنولوژی حریم خصوصی انسان را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

تصاویری که در زیر می‌بینید تنها نمونه کوچکی از ابزار های جاسوسی است که امروز در اندازه های کوچک می‌تواند تصاویر بسیار با کیفتی را ضبط نموده و حتی از طریق ارتباط بی‌سیم به منبعی ارسال کند.























[ جمعه بیست و یکم مهر 1391 ] [ 10:16 ] [ تردید ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سـامـانـه پـیـامـکـی

30005911005792

*****************

هر دشمنی که به تو چپ نگاه کند خار می کنم... پوزش به خاک می کشم زندگی اش تار و مار می کنم... "سیدعلی" مخور غم یار ببین از برای تو... عمارم و به منصب خود افتخار می کنم.
سایه حضرت آقا مستدام باد.

*****************

سیـدعلـی لـب تـر کنـد
جان را فدایش می کنم

*****************

جمله پندآموز
ای مالک: اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا او را با آن چشم نگاه مکن. شاید سحرگاه توبه کرده باشد و تو ندانی..

*****************

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

*****************
لینک های مفید
نـظـرسـنـجـی
حذف لینک مخفی ما حرام بوده و عواقب اخروی خواهد داشت
تماس با ما

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ